فکت‌نامه در جنگ اطلاعاتی ویرانی تل‌آویو یا نقطه‌زنی اسرائیل؛ کدام روایت برنده است

مدرسه میدپوینت 1405/01/07

فکت‌نامه در جنگ اطلاعاتی؛ کدام روایت برنده است

این روزها میدان نبرد فقط عرصه رد و بدل کردن موشک‌ها و جنگنده‌ها نیست. در جنگی که مرز میان واقعیت و جعل هر روز مبهم‌تر می‌شود، برنده و بازنده فقط در صحنه جنگ تعیین نمی‌شود، بلکه تصاویر، ویدئوها و روایت‌ها، در ذهن مخاطبان دست پیروز جنگ را بالا می‌برند و این «برد و باخت» در شبکه‌های اجتماعی شکل می‌گیرد. در چنین فضایی، راستی‌آزمایی به خط مقدم روزنامه‌نگاری تبدیل شده است. «فکت‌نامه»، یکی از پروژه‌های مستقل راستی‌آزمایی به زبان فارسی، در سال‌های اخیر تلاش کرده با بررسی دقیق ادعاها و مقابله با اطلاعات نادرست، تصویری روشن‌تر از واقعیت ارائه دهد. «فکت‌‎نامه» از اردیبهشت ۱۳۹۶ کارش را آغاز کرده و مرکز فعالیت‌هایش راستی‌آزمایی گفته‌های مقام‌ها و شخصیت‌های تاثیرگذار طیف‌های سیاسی و اجتماعی داخل و خارج از ایران است.درگیرودار جنگی که آمریکا و اسرائیل از نهم اسفند ۱۴۰۴ علیه ایران آغاز کرده‌اند، با دو نفر از اعضای تیم فکت‌نامه گفت‌وگو کرده‌ایم تا به پشت‌صحنه این جنگ اطلاعاتی نگاه کنیم. از اشتباهات احتمالی تا روش‌های تصمیم‌گیری، و از جنگ روایت‌ها تا نقش فزاینده هوش مصنوعی در تولید و گسترش خبرهای جعلی. فرهاد سوزنچی سردبیر و رزا محتسب از اعضای تیم راستی‌آزمایی فکت‌نامه به پرسش‌های ما پاسخ داده‌اند. 

در فکت‌نامه کار شما راستی‌آزمایی است و امروز می‌خواهیم درباره جنگ روایت‌ها در حمله آمریکا و اسرائیل به ایران صحبت کنیم. برای مخاطب‌ها احتمالا جالب است بدانند که خود شما در تشخیص و راستی‌آزمایی سوژه‌ها اشتباهی کرده‌اید یا نه؟

فرهاد سوزنچی: فعلا در این جنگ محتوای غلطی منتشر نکرده‌ایم، ولی درباره حمله به میناب، حدس اولیه‌مان این بود که بمب JDAM به مدرسه خورده است. طبق سناریوهای کارشناسی و نوع تخریب، ظن ما به آن سمت بود، اما حالا می‌دانیم با احتمال بالای نود درصد موشک تاماهاوک بوده است. ما اصولا محتاط عمل می‌کنیم و تا مطمئن نباشیم چیزی را منتشر نمی‌کنیم، برای همین در این جنگ گزارش راستی‌آزمایی غلطی هم منتشر نکردیم.

رزا محتسب: در راستی‌آزمایی‌ها گاهی در جزئیات ممکن است ابهام‌هایی باشد. یکی از آخرین موارد، ماجرای تصویر موشکی بود که روی بدنه‌اش نوشته شده بود «برای قربانیان اپستین». ما اول فکر کردیم تصویر با هوش مصنوعی از روی یک عکس قدیمی ساخته شده، اما در نهایت دیدیم آن عکس قدیمی هم واقعی نبود و با ابزارهای هوش مصنوعی ساخته شده بود.

روش راستی‌آزمایی شما چیست؟ در چه روندی درباره یک موضوع اطمینان پیدا می‌کنید و می‌توانید بگویید آنچه می‌گویید قطعا درست است؟

فرهاد سوزنچی: اگر از بیرون نگاه کنید، کار ما شبیه کار هر روزنامه‌نگار دیگری است. یک سوژه را پیدا می‌کنیم و می‌رویم منابع مربوط به آن را نگاه می‌کنیم. ولی اتفاقی که متفاوت است، آن متدولوژی درونی‌شده برای فکت‌نامه است. ما در فکت‌نامه سوگیری‌های شخصی خودمان را کنار می‌گذاریم و برای به چالش کشیدن هر ادعایی سعی می‌کنیم خودمان را به جای جناح مقابل بگذاریم. این فرهنگ در فکت‌نامه شکل گرفته است. برای مثال، اگر رهبر جمهوری اسلامی را راستی‌آزمایی می‌کنیم، خودمان را به جای یک طرفدار جمهوری اسلامی می‌گذاریم و فکر می‌کنیم اگر ما طرفدار باشیم، چطور می‌توانیم از واقعی بودن یا نبودن چنین سوژه‌ای دفاع کنیم. یا بعد از نوشته شدن گزارش، یک یا چند نفر از همکاران نقش «وکیل مدافع شیطان» را می‌گیرند و از جایگاه مقابل استدلال می‌کنند تا از درستی موضوع مطمئن شویم. این کار گاهی در مرحله نوشتن انجام می‌شود و گاهی در مرحله ویرایش.

رزا محتسب: حتی گاهی قبل از نوشتن یک گزارش این روند شروع می‌شود. قبل از اینکه سوژه‌ای در جلسه تحریریه فکت‌نامه مطرح شود، بخش قابل توجهی از چکش‌کاری آن انجام شده است.

فرهاد سوزنچی: مزیتی که فکت‌نامه دارد این است که همکارانی با انواع گرایش‌های سیاسی و اقتصادی داریم؛ همکار چپ، متمایل به راست، و افراد میانه‌رو. بنابراین وقتی یک سوژه مطرح می‌شود، بالاخره در بین ما همکاری هست که به عنوان وکیل مدافع شیطان استدلال کند و باعث شود نقطه ضعف‌های احتمالی گزارش رفع شود. مثلا چند هفته پیش درباره حمله به استادیوم آزادی بین همکاران بحث درگرفت و همین گفت‌وگوهای داخلی به چکش‌کاری موضوع و متن کمک کرد. به این ترتیب، وقتی کسی گزارش راستی‌آزمایی را می‌نویسد، این نکته در پس ذهنش هست که چنین انتقادها و موضع‌گیری‌هایی هم وجود دارند و باید در نظر گرفته شوند. البته این ترکیب متنوع، عمدا ایجاد نشده و به‌صورت طبیعی شکل گرفته است.

رزا محتسب: تعداد موضوع‌هایی که روزانه باید راستی‌آزمایی شوند، خیلی زیاد است و به دلیل این تنوع نظرات، کسی که به چپ مایل‌تر است، طرف مقابل را راستی‌آزمایی می‌کند و این باعث می‌شود در انتخاب سوژه هم تعادل حفظ شود.

اگر نظرات شخصی افراد را در نظر نگیریم، بر اساس چه معیاری تصمیم می‌گیرید سراغ سوژه‌های مختلف بروید یا نروید؟

فرهاد سوزنچی: یک معیار این است که موضوع به اندازه کافی خبری و مهم باشد یا از سوی یک مقام مهم مطرح شده باشد. اگر همان حرف را یک فرد با جایگاه پایین‌تر بزند، در اولویت کمتری قرار می‌گیرد. گاهی معیارمان نفع عمومی است. مثلا ممکن است بررسی یک ادعای اقتصادی را کنار بگذاریم و به سراغ موضوعی مرتبط با سلامت برویم، چون پیامد آن برای مردم جدی‌تر است. در یک مورد سوژه‌ای که رزا کار کرد، کلینیکی بود که در ایران طرفدار زیادی پیدا کرده بود. بعد از انتشار گزارش ما، وزارت بهداشت فهرستی از افراد و مراکز فاقد مجوز منتشر کرد که اسم بعضی از مواردی که ما بررسی کرده بودیم از جمله آن کلینیک در آن فهرست وجود داشت. این لزوما به خاطر ما نبود، اما ما در روشنگری درباره این موضوع نقش داشتیم. البته در شرایطی مثل اعتراضات یا جنگ، معمولا همه چیز را کنار می‌گذاریم و روی همان موضوع تمرکز می‌کنیم، هرچند به دلیل محدودیت‌ها بعضی موارد جا می‌مانند.

رزا محتسب: در بزنگاه‌هایی مثل جنگ یا ۱۸ و ۱۹ دی، یک‌سری الگوها برای انتشار اطلاعات نادرست و پروپاگاندا شکل می‌گیرد و معمولا بعد از چند روز، چشم ما راحت‌تر این الگوها را می‌بیند و تشخیص می‌دهد. در واقع این نوع محتوا طبق یک الگو، به‌صورت کارخانه‌ای تولید و در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود. ممکن است خارج از این الگوها هم اطلاعات نادرست تولید شود که داده‌های پرت هستند، اما معمولا مسیر اصلی همین الگوهاست، چون حکومت‌ها برای مؤثر بودن پروپاگاندا به آن نیاز دارند.

در این جنگ، دو جبهه در تولید پروپاگاندا و خبر جعلی فعال بوده‌اند؛ یکی جمهوری اسلامی و دیگری اپوزیسیون و اسرائیل، و گاهی این دو با هم همپوشانی پیدا می‌کنند. حالا که چند هفته از جنگ گذشته، تقریبا می‌دانیم هر کدام با چه محورهایی اطلاعات نادرست تولید می‌کنند. برای مثال، می‌دانیم برای اپوزیسیون چه چیزهایی مهم است که ترویج شود و جمهوری اسلامی روی چه حوزه‌هایی بیشتر تأکید می‌کند، و ما هم در همان حوزه‌ها دنبال اطلاعات نادرست می‌گردیم.

الگوهای انتشار اطلاعات نادرست در جبهه جمهوری اسلامی چه شکلی است؟

رزا محتسب: بخش قابل توجهی از محتوای تولیدی جمهوری اسلامی روی ویرانی شهرهای اسرائیل و تل‌آویو متمرکز است. می‌دانیم که از داخل اسرائیل تعداد کمی عکس و ویدئو منتشر می‌شود و آن‌ها هم روند انتشار اخبار را کنترل می‌کنند. رسانه‌های نزدیک به جمهوری اسلامی حجم زیادی از تصاویر و ویدئوهای تولیدشده با هوش مصنوعی را منتشر می‌کنند که نشان بدهند میزان تخریب در سمت اسرائیل زیاد است.

نکته دیگر تاکید بر توان نظامی ایران است که آن هم با استفاده گسترده، و گاهی نه‌چندان دقیق، از هوش مصنوعی انجام می‌شود. مثلا برخی حساب‌هایی که قبلا محتوای غیرمرتبط یا حتی محتوای جنسی منتشر می‌کردند، ناگهان به سمت تبلیغ توان نظامی ایران می‌روند. همچنین محتوای ساختگی درباره انهدام پهپادها و هواپیماهای آمریکایی یا اسرائیلی منتشر می‌شود؛ مشابه ادعاهایی که در جنگ قبلی درباره ساقط کردن اف-۳۵ مطرح شد.

اسرائیل هم قاعدتا باید سهم زیادی در تولید و انتشار این نوع محتواها داشته باشد. آنها چه الگوهایی را دنبال می‌کنند؟

رزا محتسب: درستی‌سنجی ما به زبان فارسی است و بنابراین ما رسانه‌ها و شبکه‌های اسرائیلی و عبری را خیلی کمتر راستی‌آزمایی می‌کنیم، اما در جبهه حامیان اسرائیل که همان حامیان جنگ هم هستند، الگوهایی وجود دارد که ماجرای مدرسه میناب یکی از شاخص‌ترین آن‌ها بود. این موضوع اولین گزارش راستی‌آزمایی ما در جنگ بود. در ابتدا گفته شد که ویدئو مربوط به پیشاور پاکستان است، نه ایران. بعد درباره تصاویر قبرها ادعا شد که مربوط به جاکارتا است. بعد هم این روایت مطرح شد که اصلا موشک از داخل ایران شلیک شده است. در مجموع، حجم زیادی از اطلاعات نادرست در این مورد منتشر شد. در مورد اصابت‌ها و انفجارها در ایران هم بخش زیادی از پروپاگاندا بر مفهوم «نقطه‌زنی» متمرکز بود؛ مثلا تأکید بر هدف قرار دادن ایست‌های بازرسی یا پایگاه‌های بسیج، که بسیاری از ویدئوها درباره این موضوع  با هوش مصنوعی ساخته شده‌اند. البته ویدئوهای واقعی هم وجود دارد، اما حجم محتوای ساختگی با این موضوع قابل توجه است. در مقابل، بخشی از محتوای جعلی از سوی اپوزیسیون بر روایت‌هایی مانند تسلیم، فرار یا بازداشت نیروهای نظامی تمرکز دارد. این روایت‌ها به صورت ترکیبی ساخته و منتشر می‌شوند؛ از یک طرف بحث «نقطه‌زنی» و از طرف دیگر «فروپاشی نیروها» تبلیغ می‌شود.

همین‌طور ویدئوهایی از تسلیم نیروها، بازداشت به‌خاطر سرپیچی از دستور، یا استقبال از نیروهای آمریکایی منتشر می‌شود. بخشی از این محتواها هم به شخص آقای خامنه‌ای و خانواده او مربوط است؛ از شایعات درباره نحوه کشته شدن تا روایت‌های مختلف درباره وضعیت جسد او یا موضوع داغ شده «رهبر مقوایی».

می‌دانم که جبهه سیاسی اسرائیل و اپوزیسیون در یک جهت است و گفتید که رویکرد فکت‌نامه بیشتر به سمت درستی‌سنجی مقامات و رسانه‌های ایران است اما با توجه به میزان تاثیر سیاسی آنها شاید به نظر برسد که اخبار و ادعاهای مرتبط با اپوزیسیون را کمتر راستی‌آزمایی می‌کنید. 

فرهاد سوزنچی: ما در فکت‌نامه درباره این موضوع‌ها زیاد بحث می‌کنیم. اخیرا هم در تحریریه چندین بار درباره راستی‌آزمایی برخی سوژه‌ها بحث داشتیم که واکنش مخاطبان را هم به همراه داشت. برای مثال، راستی‌آزمایی صحبت‌های گلشیفته فراهانی واکنش‌هایی ایجاد کرد و بعضی همکاران خودمان هم می‌پرسیدند چرا در این شرایط به سراغ این موضوع رفته‌ایم. یک هفته بعد از این سوژه، وقتی صحبت‌های رضا پهلوی را راستی‌آزمایی کردیم، باز هم از داخل و خارج تیم نقدهایی مطرح شد. ما برنامه‌ریزی از پیش تعیین‌شده‌ای برای انتخاب سوژه‌ها نداریم. ممکن است این تصور وجود داشته باشد که فشار فضای سیاسی تأثیر دارد، اما در عمل چنین تصمیمی در تحریریه گرفته نشده است. البته گاهی این سوال مطرح می‌شود که آیا یک موضوع ارزش پرداختن دارد یا نه، اما این به معنای پرهیز از طرح موضوع به‌خاطر فشار احتمالی نیست.

رزا محتسب: نمی‌شود این واقعیت را نادیده گرفت که عده زیادی از ترس این برخوردها و خشونت‌های کلامی سکوت کرده‌اند و اظهارنظر نمی‌کنند. اما در فکت‌نامه، الگوی گزارش و راستی‌آزمایی ما بیشتر با تمرکز روی مسئولان جمهوری اسلامی و محتوای شبکه‌های اجتماعی بوده و کمتر به مواضع سیاستمدارهای اپوزیسیون پرداخته‌ایم مثلا ما هیچ وقت حرف‌های مریم رجوی را هم راستی‌آزمایی نکردیم. 

این رویکرد و راستی‌آزمایی نکردن‌شان به معنای دست‌کم گرفتن تأثیر اپوزیسیون نیست؟

فرهاد سوزنچی: به نظر من، ما تأثیر آن‌ها را از طریق محتوای منتشر‌شده در شبکه‌های اجتماعی بررسی می‌کردیم، در حالی که جمهوری اسلامی به‌صورت سیستماتیک پروپاگاندا تولید می‌کند. ممکن است با تغییر شرایط، این رویکرد بازنگری شود، اما در سطح آگاهانه، فشار فضای مجازی در انتخاب سوژه‌ها تاثیری نداشته است.

درباره الگوهای تولید پروپاگاندا و اطلاعات نادرست صحبت کردید که هوش مصنوعی هم در آن نقش دارد. آیا در کار خودتان به الگوهای استفاده از هوش مصنوعی هم رسیدید؟ این‌که چطور چه استفاده‌هایی از هوش مصنوعی می‌شود؟ 

فرهاد سوزنچی:‌ ما در جنگ اطلاعاتی زمان جنگ ۱۲‌روزه استفاده گسترده از هوش مصنوعی را دیدیم و اکثر این محتوا هم در جبهه جمهوری اسلامی تولید و منتشر می‌شد. علت منطقی‌اش هم این بود که در روزهای اول جنگ، جمهوری اسلامی بسیار عقب بود. بازی هنوز در دقیقه ۱۵ بود و پنج تا گل خورده بود و ظاهرا احتیاج داشت از شوک اولیه بیرون بیاید و به میدان برگردد. بعد که شلیک موشک‌های جمهوری اسلامی شروع شد، آنها نیاز داشتند روایت‌شان را بازسازی کنند و به پایگاه عقیدتی‌شان نشان بدهند که این موشک‌پراکنی نتیجه داشته و آنها ببینند موشک‌های ایرانی مثلا چه میزان به مرکز تل‌آویو یا فلان فرودگاه نظامی آسیب زده است. یک نمونه شاخص آن هم انتشار خبر جعلی شلیک به هواپیمای اف-۳۵ و ساقط کردن آن بود که صدا و سیمای جمهوری اسلامی، تصویر ساخته هوش مصنوعی را در شبکه خبر پخش کرد و هم‌زمان بیانیه ارتش در این مورد پخش شد. این بار موضوع فراتر از شبکه‌های اجتماعی بود و به پای الگوهای دوران شوروی رسید. شبکه پرس‌تی‌وی هم یک ویدئوی ساخته‌شده با هوش مصنوعی پخش کرد که در آن تصویر موشکی دیده می‌شد که در شب به ساختمانی در تل‌آویو برخورد می‌کند. پرس تی‌وی این ویدئو را بعدا حذف کرد. ولی ساختگی بودن این ویدئو در حد فیلم‌های گودزیلا واضح بود. رسانه‌ای مثل تهران تایمز هنوز هم این تصویرهای ساختگی را منتشر می‌کند و با این که یادداشت‌های کاربرها (Community Notes) هم روی این پست‌ها در شبکه‌های اجتماعی ثبت می‌شود ولی آنها را حذف نمی‌کنند. 

در کنار هوش مصنوعی، ما با تصاویر CGI (تولید شده یا ویرایش شده توسط کامپیوتر) هم مواجه بودیم که از سوی جبهه طرفداران اسرائیل تولید شده بودند. یکی از نمونه‌ها، تصویر حمله به اوین بود که سرعت انتشارش با زمان وقوع همخوانی نداشت. نمونه دیگر، تصویر پرچم اسرائیل در اکباتان بود که مدت زیادی تیم روی آن کار کرد.

ما هم به موضوع پرچم اسرائیل دقت کردیم و می‌دانستیم چیز مشکوکی در این تصویر هست اما نمی‌توانستیم ثابت کنیم مشکل کجاست. شما چطور این تصویر را راستی‌آزمایی کردید؟ 

فرهاد سوزنچی: بعضی رسانه‌ها مثل بی‌بی‌سی نوشته بودند این ساخته هوش مصنوعی است که این طور نبود. یعنی کار هوش مصنوعی نیست ولی واقعی هم نیست. ما اول فکر کردیم ویدئو صداگذاری شده چون صدای ویدئو با صدای یک ویدئوی دیگر که مردم در آن دارند از مرگ خامنه‌ای خوشحالی می‌کنند، مطابق بود. ما از نور پنجره‌ها در هر دو ویدئو فهمیدیم که تصویر پیش زمینه  نمی‌تواند تولید هوش مصنوعی باشد، در واقع تصویر پرچم در ویرایش کامپیوتری به فیلم اضافه شده بود. اگر تصویر را هوش مصنوعی تولید کرده بود این تصویرها این‌قدر با هم مطابقت نداشت. این ویديو خیلی تمیز کار شده و خیلی هم از طرف حساب‌های اسرائیلی دست به دست شد و خبرساز شد. 

ما فکر کردیم اگر تصویر واقعی باشد باید رد نور پروژکتور را روی درخت‌هایی که در این فاصله هستند هم ببینیم. ولی خب باز هم نمی‌شد ثابت کنیم. 

رزا محتسب: ما به همه اینها فکر کردیم ولی هر کدام از اینها یک توضیح داشت. ما نهایتا به دو تا ویدئو رسیدیم و صدای ویدئوی بدون پرچم با صدای ویدئوی با پرچم مطابقت داشت. ویدئو همان ویدئو است و تصویر پنجره‌ها هم همان است و ما از صدای سوت مردم توانستیم بفهمیم یک الگوی مشترک در هر دو تصویر هست. بررسی و راستی‌آزمایی همین تصویر برای تیم ما تا هشت شب طول کشید. جالب است بدانید کسی که این معما را کشف کرد، شاید بشود گفت خودش علاقه‌مند به پهلوی است. برای همین می‌گویم تیم ما فارغ از سوگیری شخصی سیاسی، انسانی با هم و با واقعیت برخورد می‌کنیم. 

پس برای راستی‌آزمایی دقیق، راه حل شما درست کردن یک تیم متنوع و متکثر بوده و اینکه می‌گذارید دیدگاه‌های مختلف وارد تحریریه فکت‌نامه بشوند. 

رزا محتسب: واقعیت این است که در نهایت حرف آخر را آن واقعیتی می‌زند که قابل رد کردن نیست فارغ از اینکه به آن علاقه داشته باشیم یا نه. فکتی که نتوانی هیچ اما و اگری به آن وارد کنی. البته این تنوع تحریریه در انتخاب سوژه‌ها حتما به ما کمک کرده است. 

 گفتید بعد از روشن شدن واقعیت بعضی‌ها این اخبار جعلی را حذف می‌کنند و بعضی‌ها نه. چون بالاخره دروغ هر چقدر هم آشکار باشد باز یک عده‌ای هستند که آن را باور می‌کنند. این مخاطبان و باورکنندگان اخبار جعلی را چطور دسته‌بندی می‌کنید. 

فرهاد سوزنچی: ببینید برای خود من هم گاهی پیش آمده که خبری را باور کردم بعد دیدم جعلی بوده. سطح باور کردن یک خبر جعلی بستگی به میزان سوگیری افراد دارد. ما به صورت ناخودآگاه به سمت اخبار و رسانه‌هایی می‌رویم که به ذائقه ما خوشایندترند و استدلال‌ها و اخبار آنها را راحت‌تر باور می‌کنیم چون چیزی را تایید می‌کنند که ما باورش داریم و این به ما حس تایید شدن می‌دهد. اگر من دوست دارم تصویر پرچم اسرائیل که روی دیوار افتاده واقعی باشد، برایم سخت است بپذیرم که واقعی نیست و همین طور برعکس. فرض کنید ما خبری را راستی‌آزمایی کنیم که شما دوست دارید واقعی باشد؛ دو حالت دارد یا شما نتیجه راستی‌آزمایی را می‌پذیرید یا اینکه همین راستی‌آزمایی را هم نشانه این می‌بینید که ما حاضر نیستیم واقعیت را بپذیریم. اینکه در مقابل «واقعیت» یک رویداد چه واکنشی نشان می‌دهید بستگی دارد به اینکه چقدر هویت‌تان به این سوگیری گره خورده باشد. مثلا اینکه چقدر هویت‌تان با مثلا جمهوری اسلامی یا با فلان جریان اپوزیسیون یا یک ایدئولوژی گره خورده باشد و هر کدام از این دو طرف را بر حق بدانید یا ندانید بر میزان پذیرش‌تان تاثیر می‌گذارد. اگر موضوع برایتان هویتی باشد، پذیرفتن واقعیت برایتان مساوی است با نفی هویت خودتان. 

وقتی شخص خودش را در یک فضایی محصور کرده باشد که ادعاهای دیگران را نشنود به مرور بقیه واقعیت‌ها را نمی‌بیند که بخواهد بپذیردشان. پافشاری نکردن روی یک عقیده باعث می‌شود فرد متوجه باشد همه چیز سیاه و سفید نیست و اگر با راستی‌آزمایی رویدادی مواجه شد که نشان می‌داد خبر مورد علاقه‌اش درست نبوده، جهان به نظرش تمام‌شده نیست. 

 در جریان همین جنگ سخت‌ترین مورد راستی‌آزمایی برای تیم شما چه سوژه‌ای بود؟ 

رزا محتسب: همین موضوع پرچم اسرائیل که درباره‌اش حرف زدیم سوژه سختی بود و وقت زیادی از تیم ما گرفت. الان به خاطر قطعی اینترنت سخت‌ترین کار پیدا کردن نقاط کانونی پروپاگاندای جمهوری اسلامی است. من به این نتیجه رسیدم در محدودیت دسترسی به  اینترنت، جمهوری اسلامی تولید این محتوای جعلی را به سازندگان محتوا به زبان‌های دیگر مثل عربی و انگلیسی، اسپانیایی و … برون‌سپاری کرده و این باعث شده تشخیص دادن واقعیت‌ها سخت‌تر شود. 

فرهاد سوزنچی: به نظر من هم راستی‌آزمایی حمله به میناب برای ما سخت بود. ما با سی‌بی‌سی کانادا هم در این مورد همکاری‌کردیم و تشخیص جزییات آن وقت زیادی از ما گرفت. 

این طور به نظر می‌رسد که در این جنگ، جبهه طرفدار جمهوری اسلامی در روایت‌سازی از طریق تولید محتوای جعلی و فضاسازی رسانه‌ای در شبکه‌های اجتماعی نسبتا موفق بوده. شما هم چنین برداشتی دارید؟ چه فکر می‌کنید؟ 

رزا محتسب: وقتی قرار می‌شود به اصطلاح «وزن‌کشی» کنیم باید دقت کنیم که در این جنگ همه منتقدان ترامپ و همه منتقدان نتانیاهو هم به جبهه جمهوری اسلامی اضافه شده‌اند. فقط جمهوری اسلامی نیست که محتوا تولید می‌کند یا این که تولید محتوا را برون‌سپاری می‌کند، این عده هم دارند محتوایی تولید یا پخش می‌کنند که به نفع جبهه جمهوری اسلامی است. 

فرهاد سوزنچی: وقتی با روزنامه‌نگارها و کسانی که کارشان بررسی فکت‌ است و عرب و چپ هستند حرف می‌زنم متوجه می‌شوم این که آمریکا و اسرائیل روبه‌روی ایرانند خیلی روی این موضوع تاثیر داشته است. یک بار یک کنشگر عرب به من گفت هر چقدر یک شخص از نظر ما بد و نفرت‌انگیز باشد، اگر اسرائیل او را بکشد تمام گناهانش برای ما بخشوده می‌شود. این برای من جواب سوال‌های زیادی را داد. این که می‌گوییم وقتی آدم اسیر سوگیری است ممکن است درست نبیند این یک نمونه است. این خیلی به جمهوری اسلامی کمک کرده و اصلا این روزها جمهوری اسلامی در یک فضای دوستانه‌ای قدم برمی‌دارد. برای همین می‌گویم این فضایی که در شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی می‌بینیم لزوما نتیجه تلاش و هوشمندی خودشان نیست و عوامل خارجی دیگری به طنین پیدا کردن روایت‌شان کمک کرده است. 

دوره‌ها