از روزی که هوش مصنوعی برای تولید محتوا در دسترس عموم قرار گرفته، دهها سازمان رسانهای از شرکتهای توسعهدهنده هوش مصنوعی شکایت حقوقی کردهاند. اوپنایآی از متهمان اصلی نقض کپیرایت یا حق مولف است. رشد روزانه ابزارهای هوش مصنوعی این سوال را به وجود آورده است که تکلیف حق تولیدکنندگان محتوا چه میشود؟ آیا قوانین موجود برای حفاظت از حق مالکان محتوا کافی است یا کشورها نیاز به تصویب قوانین جدید دارند؟
موضوع کپیرایت یکی از محورهای بحث در کنفرانس رسانهای تراست رویترز در سال ۲۰۲۴هم بود. بعضی از سخنرانان به این موضوع معترض بودند که هوش مصنوعی بدون اینکه اجازه بگیرد یا هزینهای بابت مالکیت معنوی تولیدکنندگان محتوا بپردازد، از این محتوا استفاده میکند.
این طور که رسانه بریتانیایی «پرس گازت» نوشته، اعضای «ائتلاف خبر و رسانه» که اعضایش مجموعهای از ناشران مجلات در آمریکا هستند، از شرکت هوش مصنوعی کانادایی کوهیر شکایت کردهاند. از سوی دیگر ناشران ایندین نیوز، ائتلاف رسانههای خبری کانادا، شرکت نیوز کورپ (متعلق به روبرت مرداک)، مرکز گزارش تحقیقی، اینترسپت، نیویورکتایمز، گتی ایمیجز هم از جمله موسسههاییاند که از اوپنایآی یا مایکروسافت یا هر دو شکایت کردهاند.
برخی دیگر مثل خبرگزاری آسوشیتدپرس، آکسیوس، رویترز، تایم، فایننشالتایمز، لوموند و شاتراستوک در کنار دهها سازمان خبری و رسانهای دیگر خارج از دادگاه با شرکتهای هوش مصنوعی به توافقهایی رسیدهاند.
آلینا تراپووا مدرس حقوق در کالج دانشگاهی لندن به رویترز گفته است: «تا کنون هیچ دادگاهی حکمی صادر نکرده که نشان دهد این شرکتها قوانین را نقض کردهاند. احساس عمومی در تمام این بحثها این است که کپیرایت نقض شده، اما لازم است جزئیات سیستمهای مختلف، نوع دادههای ذخیره شده، مدت نگهداری آنها و نحوه استفاده از دادهها در مدلهای هوش مصنوعی بررسی شود.»
به نوشته رویترز کریستیان مامن وکیل متخصص در زمینه حقوق مالکیت معنوی معتقد است هنوز پاسخ حقوقی صریحی به این پرسش وجود ندارد که آیا شرکتهای توسعهدهنده هوش مصنوعی قانون کپیرایت را نقض کردهاند یا نه. او میگوید تحت قوانین ایالات متحده آمریکا نخست باید به این دو سوال پاسخ داد که تعریف دقیق «کپی کردن» چیست، و آیا استفاده هوش مصنوعی از محتواهای تولید شده، تحت اصل «استفاده منصفانه» قرار میگیرد؟
«استفاده منصفانه» به قاعدهای اشاره دارد که بر اساس آن افراد میتوانند بدون اینکه از صاحب اثر اجازه بگیرند بخشهایی از آن را استفاده کنند. برای مثال استفاده از یک اثر به منظور آموزش، تحقیق و نقد و بدون بهرهبرداری تجاری استفاده منصفانه محسوب میشود.
او میگوید در مورد محتوای سنتی، نقض کپیرایت روشن است؛ مثلاً کپی کردن مقالهای خبری در یک وبسایت دیگر یا استفاده از عکسهای بدون مجوز. اما در دنیای دیجیتال و هوش مصنوعی، دادهها و نحوه پردازش آنها متفاوت است. یکی از استدلالها این است که نحوه پردازش و سازماندهی دادههای آموزشی توسط مدلهای هوش مصنوعی با ذخیره مستقیم یک کپی دیجیتال تفاوت دارد. بنابراین، آیا این فرآیند واقعا «کپی کردن» محسوب میشود؟
همینطور بر اساس قانون ایالات متحده، استفاده از محتوای دارای کپیرایت بدون اجازه مالک در برخی شرایط خاص مانند نقد محتوا، گزارش خبری، آموزش یا تحقیق مجاز است. شرکتهای فناوری ممکن است استدلال کنند که آموزش مدلهایشان تحت این اصل قرار دارد و استفاده منصفانه محسوب میشود. اما برخی کارشناسان میگویند که این شرکتها در حال تولید محصولات تجاری هستند، نه تحقیق علمی.
آقای مامن در گفتوگویش با رویترز توضیح میدهد: «بسته به هر صاحب کپیرایتی ممکن است این دو سوال پاسخهای متفاوتی داشته باشند. انتظار میرود دادگاههای مختلف در ایالات متحده نظرات متفاوتی صادر کنند و این پروندهها در نهایت به دادگاههای تجدیدنظر کشیده شوند.»
مهمترین پرونده حقوقی بین رسانه و هوش مصنوعی
یکی از پروندههای برجسته، دعوای حقوقی نیویورک تایمز علیه اوپنایآی و مایکروسافت است. این روزنامه در شکایت خود مدعی شده است که اوپنایآی مقالههایش را بدون اجازه در دادههای آموزشی خود استفاده کرده و حتی بخشهایی از آنها را بهصورت واژهبهواژه در خروجیهای چت جیپیتی بازتولید کرده است. اوپنایآی در پاسخ گفته که شرکت تایمز برای اینکه به محتوای تحت کپیرایت خودش در اوپنایآی برسد، بارها اوپنایآی را امتحان کرده است.
در قوانین آمریکا و اتحادیه اروپا، حق مولف لزوما از طریق کپی کردن کلمه به کلمه محتوا نقض نمیشود و تنها اگر بین محتوای اصلی و کپی شده شباهت قابل توجهی وجود داشته باشد، ممکن است نقض کپیرایت محسوب شود. استدلال بر اساس اصل استفاده منصفانه در صورتی معنا پیدا میکند که اثر جدید نسبت به اثر اصلی تغییر اساسی کرده باشد و یک اثر خلاقانه جدید به حساب بیاید.
پرونده نیویورک تایمز در دسامبر ۲۰۲۳ تشکیل شد و با گذشت بیش از یک سال، همچنان در مرحله گردآوری شواهد است. در نوامبر ۲۰۲۴، وکلای تایمز، اوپنایآی را متهم کردند که هنگام بررسی دادههای آموزشی، اطلاعاتی را که تیم حقوقی این روزنامه به عنوان شواهد ارائه داده بود، حذف کرده است.
آیا قراردادهای صدور مجوز، راهحلی برای این ابهام قانونی هستند؟
برخی ناشران و رسانهها تصمیم گرفتهاند به خاطر نقض کپیرایتشان از شرکتهای هوش مصنوعی شکایت کنند اما از سوی دیگر برخی شرکتهای توسعه هوش مصنوعی مثل اوپنایآی و پرپلکسیتی با برخی از این رسانهها قرارداد بستهاند و به ازای استفاده از محتوای این رسانهها در آموزش مدلهایشان به آنها پول میدهند.
رویترز مینویسد محتوای این قراردادها محرمانه است و هیچ استاندارد واحدی در صنعت کپیرایت برای چنین توافقاتی وجود ندارد. علاوه بر این، فقط سازمانهای رسانهای بزرگ قرارداد میگیرند و ناشران مستقل و کوچک قدرت چانهزنی کمتری دارند و تا کنون چنین پیشنهادهایی به آنها داده نشده است.
کارشناسان میگویند که سالها طول خواهد کشید تا دادگاهها در مورد قوانین کپیرایت در عصر هوش مصنوعی به یک توافق روشن برسند. ازاینرو، برخی رسانهها ترجیح میدهند تا قراردادهای «حق استفاده» ببندند تا از هزینههای هنگفت دعاوی حقوقی جلوگیری کنند.
چشمانداز جهانی و آینده قانونگذاری
اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۴ قانون هوش مصنوعی را تصویب کرد که شامل بندهایی در مورد کپیرایت نیز میشود. طبق این قانون، فرقی نمیکند که مدل هوش مصنوعی در کجا آموزش داده شده باشد؛ اگر در اتحادیه اروپا استفاده شود، باید از قوانین کپیرایت این اتحادیه پیروی کند.
در سطح جهانی، مسئله تفاوت قوانین کشورها چالش بزرگی است. بهعنوانمثال، اگر یک شرکت آمریکایی از محتوای یک سازمان خبری آلمانی استفاده کند، چه کسی مسئول اجرای قانون خواهد بود؟
کریستین مامن که متخصص حق مولف است میگوید :«در گذشته، ما چالشهای مشابهی در فناوریهای دیگر داشتهایم. در نهایت، قانون کپیرایت نیز مانند همیشه باید خود را با تحولات جدید تطبیق دهد. با این حال، باید دقت کنیم که تصویب قوانین جدید بدون بررسی دقیق میتواند عواقب ناخواستهای داشته باشد.»
اینترنت و وضعیت قوانین کپیرایت در سطح بینالمللی
ظهور اینترنت و انقلاب دیجیتال پیش از ظهور هوش مصنوعی، اجرای قوانین کپیرایت را پیچیدهتر کرده بود. اما اکنون با گسترش هوش مصنوعی، پرسشهای تازهای مطرح شدهاند. به عنوان مثال، اگر یک شرکت در ایالات متحده از محتوای یک سازمان خبری در آلمان استفاده کند، کدام کشور باید قانون را اجرا کند؟
کریستین مامن توضیح میدهد که قوانین مالکیت فکری معمولاً از دو جهت توجیه میشوند: «یا یک سیاست صنعتی دولتی برای محافظت از توان رقابت اقتصادی ملی یا به عنوان راهی برای حمایت و تشویق خلاقیت انسانی. اگر ما مالکیت فکری را نوعی سیاست اقتصادی ملی بدانیم و برخی کشورها بخواهند موضع دوستانهتری نسبت به آن داشته باشند، مشخص نیست آیا یک کشور بهتنهایی میتواند سمت و سوی بازار را در یک جهت خاص تغییر دهد. این مسئله به محل استقرار محتوا، پلتفرم و خروجیهای آن بستگی دارد.»
در حالی که ما هنوز این پیامدها را در صنعت خبر ندیدهایم اما میتوان نمونههای مشابهی را در صنایع دیگر دید. به عنوان مثال، در سال ۲۰۲۳، شرکت «گتی ایمیجز» که در یک شرکت رسانهای تصویری در ایالات متحده است، از شرکت «استبیلیتی ایآی» که در حوزه هوش مصنوعی فعالیت میکند و در بریتانیا مستقر است، شکایت کرد. شکایت «گتیایمیجز» این بود که «استبیلیتی ایآی» بدون مجوز از میلیونها تصویر متعلق به مجموعه گتی برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی خود بهره برده است.
یکی از استدلالهای «استبیلیتی ایآی» این بود که فرآیند آموزش مدلهای هوش مصنوعی آنها در ایالات متحده انجام شده است، نه در بریتانیا. پس از آن «گتی ایمیجز» شکایت خود را در دادگاهی در ایالات متحده مطرح کرد. پیگیری دعاوی کپیرایت در ایالات متحده بهطور سنتی پرهزینهتر از بریتانیا و اتحادیه اروپا است.
آلینا تراپووا اشاره میکند که اتحادیه اروپا در قانون هوش مصنوعی سال ۲۰۲۴ خود به این مشکل پرداخته است. این قانون تصریح میکند که مهم نیست مدل هوش مصنوعی در کجا آموزش داده شده باشد؛ اگر فناوری در داخل اتحادیه اروپا بهکار گرفته شود، باید از قوانین کپیرایت این اتحادیه پیروی کند.
او میگوید: «من فکر میکنم این رویکرد هوشمندانه است، اما مشخص نیست که در عمل چقدر کارآمد خواهد بود. این قانون بسیار پیچیده نوشته شده و تنها یک بند کوچک در آن به این موضوع اختصاص یافته است. با این حال، اتحادیه اروپا از اشتباهات گذشته خود در تدوین قوانین دیجیتال درس گرفته و در کنار این قانون، یک دستورالعمل نیز تهیه کرده است که متخصصان مستقل آن را نوشتهاند و در حال حاضر پیشنویس آن برای اظهارنظر عمومی در دسترس است. این دستورالعمل جزئیات بیشتری را در مورد جنبه اجرایی این قانون ارائه میدهد.»
اگر احکام دادگاههای کشورهای مختلف با یکدیگر متناقض باشند چه اتفاقی میافتد؟
در کل، هر کشور قوانین کپیرایت مختص خود را دارد که فقط در داخل مرزهای آن کشور اعمال میشوند. برای مثال، اگر شما یک اثر را در ایالات متحده ثبت کنید، کپی رایت آن فقط در این کشور محافظت خواهد شد و نه در کشورهای دیگر. اگر دو دادگاه در دو کشور مختلف احکام متناقضی صادر کنند، در نهایت قوانین ملی هر کشور همچنان بهطور مستقل اعمال خواهند شد.
با این حال، این مسئله میتواند بر سازمانهای خبری کشورهای در حال توسعه، تأثیری نابرابر بگذارد. رسانههای کشورهای قدرتمندی مانند ایالات متحده و بریتانیا ابزارهای حقوقی قویتری برای محافظت از مالکیت فکری خود دارند، درحالیکه رسانههای کشورهای در حال توسعه معمولاً منابع حقوقی لازم برای دفاع از حقوق خود را ندارند. این مسئله میتواند نابرابری ساختاری در حفاظت از مالکیت فکری ایجاد کند.
کریستین مامن توضیح میدهد: «تفاوت در قوانین کپیرایت کشورها ممکن است باعث شود که یک اثر در یک مکان محافظت شود اما در جای دیگر نه، یا یک عمل در یک کشور نقض کپیرایت محسوب شود اما در کشور دیگری کاملاً قانونی باشد. این امر میتواند بازار جهانی را پیچیده کند.»
چه زمانی میتوان انتظار داشت که این مسائل حل شوند؟
پس چه زمانی میتوان انتظار داشت که قوانین مشخصی در مورد کپیرایت در حوزه هوش مصنوعی وضع شوند؟ هر دو متخصصی که رویترز نظرشان را پرسیده، تأکید کردند که نباید انتظار داشت یک راه حل فوری وجود داشته باشد. دعاوی کپیرایت ممکن است سالها طول بکشد تا به نتیجه برسند، و حتی در صورت صدور حکم، تعیین استانداردهای صنعتی و رویههای اجرایی ممکن است مدت بیشتری زمان ببرد.
علاوه بر این، با سرعت بالای پیشرفت فناوری، ممکن است سؤالات جدیدی مطرح شوند که قوانین فعلی به آنها پاسخ نمیدهند. برای مثال، در حال حاضر، بر اساس قوانین ایالات متحده آمریکا، محتوایی که کاملاً توسط هوش مصنوعی تولید شده باشد مشمول کپیرایت نیست، زیرا طبق قانون موجود کپیرایت، این حق شامل آثاری است که خالق آن انسان است. با اینحال، با توجه به افزایش استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در تولید محتوا این موضوع ممکن است در آینده تغییر کند.
کریستین مامن میگوید: «ما همیشه مجبور بودهایم با فناوریهای جدید سازگار شویم. از یک جنبه، این حوزه جدیدی است، اما ما در گذشته نیز با پرسشهای مشابهی مواجه شدهایم. برای مثال، در اوایل دوران عکاسی، پروندههایی در دادگاه مطرح شدند که مشخص میکرد آیا عکسها میتوانند مشمول کپیرایت شوند یا خیر.
آیا به قوانین جدید برای تنظیم دعاوی کپیرایت در حوزه هوش مصنوعی نیاز داریم؟
آیا برای رسیدگی به ادعاهای کپیرایت مرتبط با هوش مصنوعی به قوانین جدیدی نیاز داریم، یا قوانین فعلی کافی هستند؟ درحالیکه بسیاری از رسانهها منتظر نتیجه دادگاهها هستند، آلینا تراپووا گمان میکند که دولت بریتانیا احتمالاً بهزودی قوانینی جدید در این زمینه تصویب خواهد کرد، زیرا شکایت مالکان کپیرایت بهسرعت در حال افزایش است.
او توضیح میدهد که روند تصویب یک قانون جدید چندین سال طول میکشد، اما زمانی که تصمیمگیران سیاسی شروع به حرکت در یک مسیر مشخص کنند، صاحبان کسبوکارها و رسانهها احساس اطمینان بیشتری نسبت به جهتگیری چارچوب قانونی خواهند داشت.
کریستین مامن هشدار میدهد که تصویب قوانینی که با عجله و بدون بررسی دقیق تدوین شوند، میتواند منجر به پیامدهای ناخواسته شود. برای مثال، یک قانون ضعیف درباره هوش مصنوعی ممکن است حتی بر فعالیتهای خلاقانه دیگر مانند گروههایی که آثار موسیقی دیگران را بازاجرا میکنند و همینطور کاریکاتوریستها نیز تأثیر بگذارد.
او میافزاید: «برخی معتقدند که هوش مصنوعی نباید آثاری را به «سبک» هنرمندان و نویسندگان شناختهشده تولید کند. اما اگر حفاظت از سبک هنری بهعنوان یک معیار قانونی در نظر گرفته شود، آیا انسانهایی که به سبک مشابهی کار میکنند نیز مشمول این قانون خواهند شد؟ اینها سؤالاتی هستند که باید با دقت به آنها فکر کنیم.»
این گزارش با کمک هوش مصنوعی نوشته و ترجمه شده است.